انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید

Nursing scientific association

انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید

مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی
انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید Nursing scientific association

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

*به وبلاگ برو بچ پرستاری دانشگاه اقلید خوش اومدید*

"هوالشافی"



انجمن علمی پرستاری دانشگاه آزاد اقلید

""نیست در زیر آسمان کاری   پر ستاره تر از پرستاری""

با تقدیم مراتب قدر دانی و حق شناسی بی پایان به همه ی اساتید گروه پرستاری همه ی

سفیدپوشان آسمانی آینده

همه ی رفقا،همه ی رقبا وهمه ی بازدید کنندگان وبلاگ انجمن علمی پرستاری، صادقانه و صمیمانه به وبلاگ خودتون خوش آمدید.

"پرستاری هنر است و پرستار هنرمند و هنر پرستاری نقاشی لبخند بر بوم درد است."

و ما به خود می بالیم که پرستاریم.

دیدگانمان جایگاه سبز قدومتان.خوش آمدید.

لطفاً با لبخند وارد وبلاگ ما شوید...




تاريخ : پنجشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۱ | 19:23 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

حال و هوای دم عید

کار دارم

مشغولم

سرم شلوغه

اسفند اومده

بوی بهار داره میاد

از بچگی عاشق حال و هوای نوروز و روزای آخر سال بودم

عید که می اومد یه حااااااالی داشتم

یه حالی می شدم

خرید لباس و کفش نو

خونه تکونی که زمان مناسبی برای شیطنت ما بود و هی از میون دور ریختنی ها واسه خودمون چیز تازه پیدا می کردیم

مامان بعضی وسایل خونه رو نو می کرد

کوکب خدابیامرز می اومد و همه جا رو مثل دسته گل می کرد

فرش شستن و آب بازی

مامانم کوزه سفالی می خرید و روش ترتیزک می کاشت

بابام تو گلدون جو می کاشت و همیشه قبل از اومدن نوروز سبزه هاش بلند می شدند و زرد

یادش بخیر

هوا دیگه خوب بود و همه در حال تمیز کاری بودند

مادربزرگم

آخ مادربزرگم

شیرینی می پخت

کلمپه -نون پر -حاج بادوم- حاج پسته- باقلوا- نون برنجی- کماچ سهن- پفک -نون چرخی

و از همه مهمتر

سمنو

که پر از مغز بادوم و گردو بود اونم فقط با شیره سهن

سفره نو می خریدیم واسه عید

هفت سین درست می کردیم

ماهی قرمز

ماهی قرمز تو تنگ بلور

عیدی و اسکناس های نو

آخ یادش بخیر

حالا هم خونه تکونی می کنم

خودم چیزی نیاز ندارم

دیگه همه چیز نو کردن خیلی واسم مهم نیست

مامانم هنوز واسه عید نو می شه و خرید می کنه اما اونم نه لباس و کفش

اصلا همه همینطوری شدند

خالم یه چند مدلی شیرینی می پزه اما نه با اون علاقه سابق

اما هنوز ناهار اولین روز سال نو همه دور هم جمع می شیم و سبزی پلو ماهی می خوریم

هنوز عید نوروز و شلوغی های خیابونا رو دوست دارم

همه از خونه هاشون میان بیرون و  خرید می کنند

جنب و جوش مردم رو دوست دارم

وبعد همه سر یه ساعت می شینند سر سفره هفت سین و منتظر تحویل سال می شند

منتظر شلیک توپ و شروع رو بوسی ها و دست بوسی ها

البته این روبوسی ها خیلی لجمو درمیاره

و در آخر عید واقی از آن کسی هست که پایان سالش رو جشن بگیره نه آغاز سالی که از آن بی خبره

آخر سالتون قشنگ



تاريخ : پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ | 20:41 | نویسنده : مهسا رحمانیان |

روزمون مبارک...



تاريخ : سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ | 13:22 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

یا زینب (س)



تاريخ : سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ | 13:20 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

پرستار طرحی

 سلام.قول داده بودم بیشتر از دوران طرح بنویسم.باید ببخشید که انقدر دیر به دیر به وبلاگ سر میزنم.پس از مدت ها انتظار موفق به گرفتن یک هفته مرخصی شدم.دوران طرح داره سپری میشه بعضی شیفت ها عالی و بعضی وقت ها به معنای واقعی مزخرف.خیلی از بزرگ های من توی عرصه پرستاری مدام یادآور میشند که نگاهم رو محدود به دوران طرح نکنم و به آینده امیدوارباشم.اما خیلی سخته.صبور بودن خیلی سخته ولی چاره ایی جز تحمل نیست

از من بپرسند میگم طرح مساویه با سربازی.وقتی سر از یه بخش جدید درمیارم و با آدمای جدید روبه رو میشم  اول میپرسن چندماه از طرحت گذشته ولی بهتره بگن چندماه خدمتی سربازیه اصلاح خیلی شیکم داریم تحت عنوان بالابرنامه ایی.جناب های محترم بالا برنامه ایی متشکل از هدنرس و سایر دوستان به ترتیب سنوات کاری.این بزرگواران دوس دارن بزرگ باشند که هستند اما بوی از بزرگواری نبردن.چند وقت پیش یکی از همین عزیزان واسه نوشتن درخواست شیفت شب عید گردو خاکی بپا کرد که نگو ونپرس.خدمتتون که عرض کنم شب عید 7ساعت اضاف کاری میدن و جناب رئیس بیمارستان قدم رنجه میکنن و به پرسنلی که شیفتن یه مبلغی رو تحت عنوان عیدی تقدیم میکنن.خلاصه شب عید هواخواه زیاد داره.این دوست بالا برنامه اییمون پس از رویت اسامی سایردوستان که درخواست شیفت دادند،بسیارشاکی فرمودند که من هرسال خودم باید شیفت باشم و سال اولم که نیست که...

جالب تر از اون که هدنرس ما وقتی برگه تقاضای شیفت آخر سالو دید که یه عده واسه چهارشنبه سوری خواستن که شب و عصر نباشن و 6 نفرمتقاضی شیفت شب عید هستن،برگه رو پاره و شروع به واشینگ کردن فرمودن.درحالی که میتونستن جای این آژیته بازیا قرعه بندازن....بخش که نیست دیونه خونه اس

 بازم براتون خواهم نوشت.به سلامتیتون احترام بزارید و مواظبش باشید.



تاريخ : دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ | 15:41 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

فجر آزادی

فجرآزادی

 

فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت ‏سپرد، کنگره‏ های قصر استکبار را فروریخت.  

 



تاريخ : چهارشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۳ | 10:11 | نویسنده : زینب جباری |

فایل آموزشی پرستاری

سلام خدمت تمام دوستان عزیز:

امیدوارم حال همگی خوب و روزهای زمستانی به کامتان باشد.به تمام همکارانی که دوره طرح رو سپری میکنند خسته نباشید عرض میکنم.در این بخش قصد دارم یه مطلب کاملا کاربردی و علمی رو براتون بذارم که احساس میکنم چه الان چه در آینده که انشااله مشغول به کار شدین به دردتون بخوره.این مطلب شامل تمام اختصارات پزشکی،اطلس رنگی آناتومی،عضلات بدن و... می باشد.امیدوارم با دانلود این فایل که به صورت pdf میباشد،بتوانید در صورت مشکل به آن رجوع کنید.

بهترین ها رو براتون آرزومندم و موفق باشید...

 

                                                   لینک دانلود


برچسب‌ها: علمی آموزشی

تاريخ : شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳ | 23:51 | نویسنده : احمد قیصری |

نامه دانشجویان زیر برگه امتحان

  خودتون که در جریان این التماس نامه ها هستید... 
  

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱ بهمن۱۳۹۳ | 20:17 | نویسنده : مهسا رحمانیان |

بالاخره برف اومد

 

 

 

الا ای برف!
چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش
رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!

دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت : پاشو ببین چه برفی اومده …


تاريخ : دوشنبه ۲۹ دی۱۳۹۳ | 21:45 | نویسنده : حمیدرضا اسکندری |

کوتاه اما خواندنی

غــــرض رفتــن است نه رســـیدن

زنــــدگی کلاف ســـردرگمـــی است ، به هــــیچ جا راه نمی برد ، اما نــــباید ایـــستاد

با ایــن که می دانیــــم نخواهیم رسید ، نـــباید ایـــستاد

وقتی هم که مردیـــم؛ مردیـــم ...!

 

مرحوم صمد بهرنگی

برچسب‌ها: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : جمعه ۱۹ دی۱۳۹۳ | 14:24 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.