انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید

Nursing scientific association

انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید

مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی
انجمن علمی پرستاري دانشگاه آزاد اقلید Nursing scientific association

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

*به وبلاگ برو بچ پرستاری دانشگاه اقلید خوش اومدید*

"هوالشافی"



انجمن علمی پرستاری دانشگاه آزاد اقلید

""نیست در زیر آسمان کاری   پر ستاره تر از پرستاری""

با تقدیم مراتب قدر دانی و حق شناسی بی پایان به همه ی اساتید گروه پرستاری همه ی

سفیدپوشان آسمانی آینده

همه ی رفقا،همه ی رقبا وهمه ی بازدید کنندگان وبلاگ انجمن علمی پرستاری، صادقانه و صمیمانه به وبلاگ خودتون خوش آمدید.

"پرستاری هنر است و پرستار هنرمند و هنر پرستاری نقاشی لبخند بر بوم درد است."

و ما به خود می بالیم که پرستاریم.

دیدگانمان جایگاه سبز قدومتان.خوش آمدید.

لطفاً با لبخند وارد وبلاگ ما شوید...




تاريخ : پنجشنبه 31 فروردین1391 | 19:23 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

نامه دانشجویان زیر برگه امتحان

  خودتون که در جریان این التماس نامه ها هستید... 
  

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 1 بهمن1393 | 20:17 | نویسنده : مهسا رحمانیان |

بالاخره برف اومد

 

 

 

الا ای برف!
چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش
رد پا از خبیثی است
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!

دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت : پاشو ببین چه برفی اومده …


تاريخ : دوشنبه 29 دی1393 | 21:45 | نویسنده : حمیدرضا اسکندری |

کوتاه اما خواندنی

غــــرض رفتــن است نه رســـیدن

زنــــدگی کلاف ســـردرگمـــی است ، به هــــیچ جا راه نمی برد ، اما نــــباید ایـــستاد

با ایــن که می دانیــــم نخواهیم رسید ، نـــباید ایـــستاد

وقتی هم که مردیـــم؛ مردیـــم ...!

 

مرحوم صمد بهرنگی

برچسب‌ها: کوتاه اما خواندنی

تاريخ : جمعه 19 دی1393 | 14:24 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

خدا آرام جان من است...

 



تاريخ : جمعه 19 دی1393 | 14:23 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

یه یادآوری خوب...



تاريخ : پنجشنبه 18 دی1393 | 20:32 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

شریفی مقدم:ر کشور ما به حرفه پرستاري واقعا بي‌توجهي شده و اين بي‌توجهي همواره در وزارت بهداشت بوده

محمد شريفي مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري آنا از برگزاري نخستين ديدار کميته پرستاري با مشاور عالي رئيس جمهوري خبر داد و افزود: با توجه به و نقش موثر پرستاران و تعداد جمعيت پرستاري در نظام سلامت در اين جلسه اهميت و ضرورت پرستاران در نظام سلامت را تشريح کرديم، همچنين به خاطر سختي و دشواري حرفه پرستاري عوامل و جذابيت‌هاي زيادي براي اشتغال در اين حرفه وجود ندارد در حالي که در بسياري از نقاط دنيا براي اين حرفه جذابيت‌ها و شاخصه‌هايي ايجاد کرده‌اند.

وي تاکيد کرد: در کشور ما به حرفه پرستاري واقعا بي‌توجهي شده و اين بي‌توجهي همواره در وزارت بهداشت بوده است به طوري که تاکنون مشکلات و مسائل جامعه پرستاري به گوش رئيس جمهوري نرسيده است.

دبيرکل خانه پرستار با بيان اينکه تاکنون در کشور به جايگاه‌هاي مديريتي، مسائل معيشتي به صورت خاص توجه شده است، افزود: شرايط احراز پست‌هاي مديريتي در ساختار وزارت بهداشت به نحوي است که در سطح اول مديريت بيمارستان و معاونان، رئيس دانشگاه و معاونان که فرد بايد عضو هيات علمي پزشکي باشد و در اين ساختار مديران وزارت بهداشت همه از يک قشر و طبقه خاص هستند و حتي پزشکان عمومي در اين رده جايگاهي ندارند، زيرا تنها بايد اعضا هيات علمي پزشکي در جايگاه مديريت قرار گيرند.

شريفي مقدم ادامه داد: هميشه در تصميم گيري‌ها و در برنامه‌ريزي‌ها و سياست‌گذاري‌ها  يک گروه خاص اعمال نظر مي‌کنند و خروجي و نتايج اين تصميمات تنها به گروه خاص خودشان است و معمولا ساير گروه‌ها از جمله پرستاران را در نظر نگرفته‌اند در حالي بيش از 90 درصد جامعه سلامت کشور را پرستاران تشکيل مي‌دهند.



تاريخ : پنجشنبه 18 دی1393 | 20:31 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

رحمتی برای جهانیان



تاريخ : پنجشنبه 18 دی1393 | 20:26 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

need اتفاقات

need اتفاقات

دیشب یه شب کاری سخت رو پشت سر گذاشتم need اتفاقات بودم. روتین بیمارستان ما اینجوریه که هر هفته هر بخش یکی از پرسنلشو در اختیار بخش اتفاقات قرار میده.و اون پرسنل موظفه علاوه به جابه جا کردن مریض های انتقالی به بخش ها، مریض هایی هم که مثلاً سی تی و...یا پذیرش بیمارستان های دیگه هستند رو  با آمبولانس جابه جا کنه.و دیشب اولین شب بود که من need شدم.وقتی وارد اتفاقات شدم و خودمو معرفی کردم(دقیقاً مثل یک سرباز وظیفه) اینچارچ محترمه حتی جواب سلامو نداد و به اشارتی درمورد اورینت کردن needوکارکشیدن از اینجانب به بچه های اتفاقات اولتیماتوم داد و به محض شروع شدن شیفت خانم need از تخت 1 یه لاین صورتی بگیر plan داره.خانم need فشار تخت9.خانمneed سمپل های روتین تخت 5...البته بچه های اتفاقات خودشون بچه های گلی بودن و کاراشونو خودشون انجام میدادن.سختی کار به جای خود به نظرم اون چیزی که آزار دهنده است نوع رفتاره...

خلاصه سوپر گرامی هم که گفتن نداره دیشب هرچی مریض بدحال بودو داد ما جابه جا کنیم.این وسط اصلاً جون مریضم مهم نیست اگه بین راه ارست بده یه پرسنل طرحی با سه ماه سابقه کار...دیدم اوضاع بی ریخته پافشاری کردم که حتماً باید جی پی با من بیاد ممکنه مریض بدحال شه تا سوپروایزور جان قبول فرمودند.دیشب سه بار رفتم نمازی...وای از صحنه های دلخراش نمازی.هرسه بار از این اتفاقات خوشکلشون اکسپایری بیرون رفت.خیلی شب بدی بود..بین راه که جی پی عزیز مشغول بازی با موبایل بود به مریضی که روی برانکارد بود فکر میکردم به عزیز یه خانواده که الان روبه روم روی یه تخت افتاده.به اینکه همه ی مسئولیت های قانونیش  که با منه و من تنها سلاحم واسه محافظت ازش خوندن ذکر یا من اسمه و دواست و چک مدام سجوریشن و هارت ریت و فشار...وای از اون لحظه که مریضم داشت لولش میوفتاد و پرسنل نمازی میگفت خانم ببرش بیرون با ما واسه پذیرش هماهنگ نشده با بدبختی مریضو بردیم اتاق سی پی آر...دیگه به دادو بیدادای پرستار باسابقه سی پی آر که بی توجه به حال مریض ما داشت نطق جانداشتن سر میداد توجه نکردم برانکاردو با بیماربر بردیم بین تخت ها و کنولای بیمار و به گیج اکسیژن وصل کردمو پالس اکسیمتری برا مریض گذاشتم و ازش یه بی پی چک کردم از ته قلبم احساس کردم خدا خیلی هوای مریضمونو داره.خداروشکر حال عمومیش بد نبود البته باید سریع اینتوبه میشد...بلأخره پذیرش گرفتیم

وقت برگشت سوپروایزر عزیز دلم که گویا ارث پدرش رو طلبکارباشه با اون لحن خیلی شکیلش گفت واسه چی تلفنمو جواب ندادم وباید زود میومدم که یه مریض دیگه رو ببرم.من دیشب در مقابل این همه سطح بالای آگاهی و شعور پرسنل مافوقم واقعاً سرخم کردم

دوستان مطمئن باشید سختی کار پرستاری هیچ وقت شما رو از کار زده نخواهد کرد بلکه این روابط مزخرف کاری کادر ما پاهای شما رو برای یه خدمت سی ساله سست میکنه.



تاريخ : پنجشنبه 18 دی1393 | 20:23 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |

یه شعر خوب...

ای مدرک نو نوار بنده                      ای مایه ی عشق و افتخارم

می بوسمت و به شوق شادی          بر دیده ی روشنت گذارم

صد گونی اسکناس دادم                   تا انکه تو امدی به دستم
 
تا اخر عمر هم به این  جرم               درمانده و قرض دار هستم
 
گفتند به ما از اول عمر                     دانش طلب و بزرگی آموز
 
می کوش به هر ورق که خوانی          تا به نگرد روزت از روز
 
گفتند اگر شوی تو دکتر                    یا انکه اکر شوی مهندس
 
حتی تو اگر لیسانس گیری                هر گز نشوی گدا و مفلس
 
صد دکتر و صد مهندس امروز             گردند پی اتاق خالی
 
هستند به این و ان بدهکار               درد همگی ست ضعف مالی
 
خوش باش عزیز جان بنده                عنوان و مقام تو زیاد است
 
هر چند رفاه و ثروت امروز                مخصوص گروه بی سواد است
 

برچسب‌ها: کمی طنز

تاريخ : شنبه 13 دی1393 | 8:44 | نویسنده : مدیر وبلاگ.مریم مؤیدی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.